رمز خود را فراموش کرده اید ؟

ساخت حساب کاربری

برشی از یک کتاب: صد در صد مسئولیت همه چیز

صد در صد مسئولیت همه چیز؛ برشی از یک کتاب

جک کنفیلد در کتاب «چگونه از جایگاه فعلی خود به جایگاه دلخواهتان برسید» می‌نویسد:

_ من _ در ویلینگ، غرب ویرجینیا، بزرگ شدم. جایی که پدرم در یک گلفروشی کار می‌کرد و سالی ۸۰۰۰ دلار درآمد داشت. مادرم معتاد به الکل و پدرم معتاد به کار بود. برای تامین مخارج زندگی، تابستان‌ها کار می‌کردم. نجات غریق یک استخر بودم، و در همان گلفروشی که پدرم مشغول به کار بود، کار می‌کردم؛ با کمک هزینه‌ی تحصیلی وارد کالج شدم، و در یکی از خوابگاه‌ها صبحانه سرو می‌کردم تا هزینه‌ی کتاب‌ها، لباس‌ها و معاشرت با دوستان را تامین کنم.

در طول آخرین سال دوره‌ی کارشناسی ارشد، شغل تدریس نیمه وقت داشتم که درآمدش هر دو هفته ۱۲۰ دلار بود. ماهی ۷۹ دلار اجاره می‌دادم و ۱۶۱ باقیمانده برای مخارج دیگر صرف می‌شد. اواخر ماه، چیزی را می‌خوردم که به عنوان ناهارهای ۲۱ سنتی من معروف شده بود _ یک قوطی کنسرو حاوی رب گوجه فرنگی، سیر، نمک و آب با یک جعبه ۱۱ سنتی اسپاگتی. _ من می‌دانم آدمی که روی پله‌های آخر نردبان اقتصادی قوت بخور و نمیری به دست می‌آورد چه حالی دارد…

در سال ۱۹۶۹، یک سال مانده به فارغ‌التحصیلی‌ام، حرفه‌ام را به عنوان معلم تاریخ دبیرستان در مدرسه‌ی سیاه‌پوستان جنوب شیکاگو شروع کردم و در آن وقت بود که مربی‌ام، دبلیو کلمنت استون را ملاقات کردم. او مولتی میلیاردری خودساخته بود که مرا استخدام کرد تا در مؤسسه‌ی خیریه‌اش کار کنم، جایی که اصول اولیه موفقیت را به من یاد داد، اصول که امروز هم به کار می‌آيد.

او در آن زمان ۶۰۰ میلیون دلار ثروت داشت – و این مدتها پیش از آن بود که سر و کله‌ی کلیه‌ی میلیونرهای معروف در سال‌های دهه‌ی ۹۰ پیدا شود. استون معلم موفق و برجسته آمریکا هم بود. وی ناشر مجله‌ی «موفقیت»، نویسنده «نظام موفقی که هرگز شکست نمی‌خورد»، با ناپلئون هیل هم‌مولف «موفقیت از طریق نگرش ذهنی مثبت» بود.

حتما بخوانید:  مغز شما روی چه ارتعاشی تنظیم شده است؟

 

هنگامی که اولین جلسه‌ی آشنایی هفتگی خود را به اتمام می‌رساندم استون از من پرسید «آیا صد در صد مسئولیت زندگی‌ام را به عهده می‌گیرم؟»

 

جواب دادم: «فکر می‌کنم.»

 

«مرد جوان، جواب این سوال یا بله است یا خیر. تو یا به عهده می‌گیری یا نمی‌گیری.»

 

«خوب حدس می‌زنم، مطمئن نیستم.»

 

«آیا تا به حال کسی را به خاطر پیشامدی در زندگی‌ات مقصر دانسته‌ای؟ تا به حال درباره‌ی چیزی شکایت کرده‌ای؟»

 

«هان، آره. حدس می‌زنم کرده باشم.»

صد در صد مسئولیت همه چیز

«حدس نزن، فکر کن.»

 

«بله، کرده‌ام.»

 

«خوب، که این‌طور، این یعنی شما صد در صد مسؤولیتِ زندگی‌ خود را به عهده نمی‌گیرید. قبول صددرصد مسئولیت، یعنی اقرار کنید که شما مسبب تمامی رویدادهای زندگی خود هستید؛ و درک کنید که شما علت همه‌ی تجربه‌های زندگی خویش هستید. اگر به راستی می‌خواهید موفق باشید، و من می‌دانم که می‌خواهید، در آن صورت باید دست از سرزنش و شکایت بردارید و مسؤولیتِ کامل زندگی خود _ یعنی تمامی نتایج زندگی خود، هم موفقیت‌ها و هم شکست‌ها _ را به عهده بگیرید.

این پیش‌نیاز خلق زندگی موفق است. در صورتی می‌توانید مسئولیت خلق آینده‌ی دلخواه خود را قبول کنید که اقرار کنید خودتان مسبب همه‌ی رویدادهایی هستید که تا به حال داشته‌اید. می‌دانی جک، اگر تو درک کنی که شرایط کنونی را خودت ایجاد کرده‌ای، آن گاه می‌توانی آن‌ها را به میل خود نابود یا از نو خلق کنی. این را می‌فهمی؟»

 

«بله آقا می‌فهمم.»

 

«آیا حاضری صددرصد مسوولیت زندگی خود را به عهده بگیری؟»

 

«بله، آقا، حاضرم.»

حتما بخوانید:  چرا همه چیز به نوع فکر کردن شما وابسته است؟

 

و این کار را کردم.

 

منبع: کنفیلد، جک، ۱۹۴۴ ـ‌ م. چگونه از جایگاه فعلی خود به جایگاه دلخواهتان برسید: ۲۵ اصل موفقیت/ [مترجم] مهین خالصی. تهران: نسل نواندیش، ۱۳۹۱. صص ۱۶-۱۵ ، ۲۷-۲۸ .

راستی!

ما برای شما یک پیشنهاد سرمایه‌گذاری خیلی خوب داریم.

با ۵۰ درصد تخفیفِ پیش ثبت‌نام ماه سوم، روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید.

شما اینجا هستید : ورود انجام شد. دیدگاه من را ثبت کن

بالا